بهار و نوروز امسال با وجود طراوت طبیعت، با سایه اندوه جنگ و سوگ چهرههای عزیز و خانههای فروریخته همراه شده است. با اینهمه، رسم جهان همین است؛ در دل سختترین روزها، جرقههای بیداری و استقامت شکل میگیرد. همانگونه که قرآن وعده داده است: پس از هر سختی، گشایشی هست. این روزها، یاد و راه آن رهبر شهیدی که عمرش را پای ایمان و هدایت مردم گذاشت، بیش از همیشه الهامبخش صبر و امید شده است.
در گفتوگویی که در ادامه با حجتالاسلام والمسلمین دکتر احمدحسین شریفی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) داشتهایم، از معنای الهی آزمونها، راز پایداری در دل بحرانها و از امیدی گفتهایم که برخاسته از ایمان و تجربههای روشن تاریخ مؤمنان است.

دنیا صحنه آزمون است نه آسایش بیپایان
دکتر شریفی در آغاز گفتوگو با اشاره به تقارن نوروز، رمضان و روزهای سخت جنگ میگوید: اگر بخواهیم این روزها را درست بفهمیم، باید از یک اصل بنیادین شروع کنیم؛ جهان از نگاه قرآن، میدان امتحان است. هیچ انسانی، هیچ جامعهای و هیچ ملتی از سنت ابتلا بیرون نیست. هدف این آزمونها در فقر یا وفور، آشکار شدن حقیقت انسانها و ارزشهاست. خداوند میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الخَوْفِ وَالجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ وَالأَنفُسِ وَالثَّمَراتِ؛ و قطعاً شما را به چیزی از ترس، گرسنگی، کاهش اموال، جانها و میوهها میآزماییم» (بقره، ۱۵۵). این آیه فقط خبر از سختی نمیدهد؛ به ما میگوید رنج، بیحساب و بیمعنا نیست، بلکه بخشی از منطق تربیت الهی است.
او اضافه میکند: شاید برای همین است که در فرهنگ دینی ما، بحران فقط حادثه تلخ تلقی نمیشود، بلکه میتواند آینهای باشد برای دیدن خودمان. در روزهای آرام، بسیاری از ضعفها پنهان میمانند؛ اما در روزهای جنگ و فشار، هم ظرفیتها آشکار میشود و هم لغزشها. ملتها در چنین لحظاتی خودشان را دوباره میشناسند. بعضیها فرومیریزند، بعضیها میبالند و اینجا همان نقطهای است که ایمان، دیگر یک مفهوم ذهنی نیست؛ به نیرویی زنده تبدیل میشود که در رفتار جمعی ظهور میکند.
نعمت هم امتحان است، امتحان فقط سختی نیست
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) در ادامه با تأکید بر اینکه ابتلا فقط در رنجها خلاصه نمیشود، میگوید: ما معمولاً امتحان را با کمبود میشناسیم، در حالیکه فراوانی هم میتواند آزمایش باشد. مال، قدرت، رفاه، فرصت، شهرت و حتی احساس امنیت، همه ابزار سنجشاند. قرآن در این باره میفرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَأَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ؛ و بدانید که اموال و فرزندانتان وسیله آزمایشاند» (انفال، ۲۸). از این زاویه، هم محرومیت امتحان است و هم برخورداری.
وی توضیح میدهد: در شرایطی مثل امروز، این معنا روشنتر از همیشه است. جامعهای که جنگ را تجربه میکند، فقط با تهدید بیرونی روبهرو نیست؛ با آزمونهای درونی هم مواجه است: آیا میتواند در میان داغ و فشار، همدل بماند؟ آیا میتواند حقیقت را از هیجان، و صبوری را از بیتفاوتی جدا کند؟ آیا میتواند در میان سوگ، مسئولیت را فراموش نکند؟ اینها پرسشهایی کوچک نیستند. یک ملت درست در همین پرسشها ساخته یا فرسوده میشود.
جنگ، فقط نبرد سلاح نیست؛ نبرد معنا هم هست
حجتالاسلام شریفی در بخش دیگری از گفتوگو با اشاره به ماهیت چندلایه جنگ میگوید: وقتی از جنگ حرف میزنیم، نباید فقط به صحنه تخریب و خسارت نگاه کنیم. جنگ، همزمان جنگ جسم، جان، روایت، امید و معناست. دشمن اگر بتواند امید را بشکند، حتی پیش از پیروزی نظامی هم به بخشی از هدفش رسیده است. برای همین است که مقاومت فقط در جبهه نظامی معنا ندارد؛ در زبان رسانه، در رفتار مدیران، در استواری خانوادهها، در مراقبت از عزاداران و در حفظ کرامت مردم هم معنا دارد. قرآن در اینباره میفرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَلَمّا یَعْلَمِ اللهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ؛ آیا پنداشتید رها میشوید، بیآنکه خداوند مجاهدانِ شما را آشکار سازد؟»(توبه، ۱۶). یعنی میدان حق و باطل، با ادعا تعیین نمیشود؛ با ایستادگی و عمل روشن میشود.
وی در ادامه به بُعد دیگری از این مسئله اشاره میکند: در روزگار جنگ، خیلیها ممکن است حرف درست بزنند، اما آنچه اعتبار میآورد، پایداری است. پایداری هم فقط در سنگر نظامی نیست؛ در تحمل فشار اقتصادی، در حفظ آرامش کودکان، در مراقبت از زبان و تحلیل، در پاسداشت خون بیگناهان و در نترسیدن از آینده هم هست. جامعهای که بتواند معنای رنج را بفهمد، کمتر میشکند و جامعهای که برای رنج، معنای درست نسازد، زودتر از گلوله از درون آسیب میبیند.
صبر فقط تحمل نیست؛ شکل فعال ایمان است
دکتر شریفی در ادامه، صبر را بهعنوان یک نیروی سازنده توضیح میدهد: در نگاه سطحی، صبر یعنی فقط منتظر ماندن و تحمل کردن. اما در منطق قرآن و سنت، صبر یعنی ایستادن فعال. یعنی انسان در میانه فشار، مسیر درست را رها نکند. صبر یعنی انفعال نه، بلکه پایداری آگاهانه. به همین دلیل است که قرآن در اوج فشارهای تاریخی، از مؤمنان میخواهد نهفقط مقاوم باشند، بلکه امیدوار بمانند. در سوره بقره میخوانیم: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَالضَّرّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتّی یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتی نَصْرُ اللهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ؛ آیا گمان کردید وارد بهشت میشوید، در حالیکه هنوز همانند پیشینیان شما به شما نرسیده است؟ آنان را سختی و رنج فراگرفت و چنان لرزیدند که پیامبر و مؤمنان همراه او گفتند: یاری خدا چه وقت است؟ آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است» (بقره، ۲۱۴).
او در تشریح پیام این آیه توضیح میدهد: گاهی اوج امتحان، درست پیش از گشایش میرسد. انسان در آن لحظه خیال میکند همه چیز تمام شده اما در حقیقت، هنوز در آستانه عبور است. ملتها نیز همینطورند. اگر در میانه تلاطم، صبر فعال داشته باشند، اگر امیدشان را به تدبیر و ایمان گره بزنند، میتوانند از بحران عبور کنند. اما اگر از درون فروبپاشند، حتی پیروزیهای بیرونی هم کارساز نخواهد بود.
رمضان که گذشت، درس صبرش هنوز با ماست
این استاد حوزه و دانشگاه درباره پیوند این روزها با ماه مبارک رمضان میگوید: ماه رمضان، فقط یک فصل عبادی کوتاه در تقویم نبود؛ مدرسهای بود برای تمرین صبر، خودسازی و معنا بخشیدن به رنجها و آسانیها. حالا که رمضان به پایان رسیده و به روزهای بهاری رسیدهایم، انسان بیش از هر زمان دیگری احساس میکند آنچه از این ماه در جانش مانده، باید در زندگی روزمرهاش جاری شود. اگر ابتلا سنت همیشگی الهی است، رمضان هم فرصتی بود برای اینکه انسان یاد بگیرد چگونه در دل ابتلا، به خدا نزدیکتر بماند، آرامتر بایستد و مسئولانهتر زندگی کند و درست در همینجاست که وعده قرآن دل را استوارتر میکند: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا؛ پس بیگمان با سختی، آسانی است»(شرح، ۵) و نیز «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا؛ همانا با سختی، آسانی است» (شرح،۶). این آیه فقط یک نوید فردی نیست؛ یک قاعده برای زندگی مؤمنانه است.
دکتر شریفی یادآور میشود: بهار و رمضان هر دو یک پیام دارند، انسان میتواند نوسازی شود. بهار در طبیعت این حقیقت را نشان میدهد و رمضان در جان آدمی. یکی زمین را زنده میکند و دیگری دل را. شاید راز این روزها هم همین باشد که پس از گذر از یک ماه بندگی، جامعه باید با همان روحیه صبر، توکل و امید، قدم به فصل تازه بگذارد. یاد عزیزانی که از میان ما رفتهاند و رنجی که بر خانوادهها و مردم گذشته، البته فراموششدنی نیست اما نگاه دینی به ما میآموزد در کنار سوگ، باید افق را هم دید و در کنار اندوه، امکان رشد و بازسازی را هم شناخت. این همان نسبتی است که رمضان به ما یاد داد: دل در گرو خدا، قدم در راه مسئولیت و نگاه به آینده با آرامش و یقین.
وظیفه امروز، حفظ امید بدون انکار درد است
این کارشناس دینی در نهایت با تأکید بر مسئولیت اجتماعی نخبگان و رسانهها میگوید: در چنین روزهایی، خطر بزرگ این است که یا همه چیز را سیاه ببینیم یا برای فرار از تلخی، واقعیت را بزک کنیم. هر دو خطاست. رسانه مسئول، باید حقیقت را با دقت و کرامت روایت کند. باید از رنج مردم بگوید، اما در رنج متوقف نماند. باید از شهدا و آسیبدیدگان بگوید، اما جامعه را به یأس دعوت نکند. باید شکستها و کمبودها را ببیند، اما امکان ترمیم را نیز برجسته کند. امید واقعی، امید بیپایه نیست؛ امیدی است که از فهم، ایمان و مسئولیت برمیخیزد.
دکتر شریفی در پایان تصریح میکند: این جنگ تنها یک فاجعه نیست، بلکه یک آزمون تاریخی است؛ آزمونی برای آدمها، نهادها، رسانهها، خانوادهها و وجدان جمعی ما. اگر از این آزمون درست عبور کنیم، به مرحلهای از بلوغ رسیدهایم که میتواند آینده را بسازد. ملتهایی که در بحران، معنای خود را پیدا میکنند، در روزهای پس از بحران قویتر برمیگردند و این همان نقطهای است که بهار، دیگر فقط شکوفه نیست؛ نشانه دوباره برخاستن است.






نظر شما